بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 71
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
فقره راجع است بمجذوبان كه هنوز رشتهء اختيار را بر ايشان ندادهاند و امداد عقول به آنها نرسيده و شايد اشاره باهل غفلت و مبتديان سلوك باشد كه مراد از نسيان حظوظ خود با خدا ، حظوظى باشد كه در عالم ارواح و الست مر او را بود با حقتعالى كه در دنيا فراموش كرده و مقصود از نسيان حظ خود غلبهء غفلت باشد . قوله ق رأس الطّغيان الجهد و الغفلة سر طغيان جهل و غفلت از حق است . و حقايق المعارف و كلّها الجهل و الغفلة و حقايق همهء معارف جهل و غفلت است براى اينكه انسان ممكن است و امكان سراپا نقص و عدم و ظلمت است كه شيخ شبسترى مىفرمايد : « سيهروئى ز ممكن در دو عالم * نشد هرگز جدا و اللّه اعلم » و معارف و كمالات ، همه از ظهور تجليات و مزيد عطاياى الهى است زيرا كمالات از وجود است يعنى كه عارف بصير و آگاه در مقامات معارف و تجليات خود حق است زيرا كه عبد فانى وجودى ندارد و قيوم حق است پس الحمد للّه المتجلّى لخلقه بخلقه ( 1 ) و هو المتجلّى لذاته بذاته و دلّ على ذاته بذاته و وجه ديگر اين است كه اين حالت و غفلت عبارت است از جهالت و غفلت از عظم امانت معرفت الهى كه حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ( 2 ) كه اين حالت عين شأن و فضل اوست چنانچه گذشت كرارا . فالجهل بالغفلة كفر پس جهل كه با غفلت شد و عبارت از جهل و غفلت از حق است كفر است . و الغفلة عن الجهل توحيد و غفلت از جهل بسبب معرفت توحيد است يا غفلتى كه از جهل بادراك علم و هستى خود ناشى است توحيد است قوله الغفلة ثلث غفلة الصّادقين و غفلة العارفين و غفلة الغافلين اين كلام هم بهمنزلهء شرح است بما قبل كه مىفرمايد سه نوع است . غفلت صادقان ، و غفلت عارفان ، و غفلت غافلان . فامّا غفلة الصّادقين فالتّعلّق بالذّكر عن المذكور غفلت صاحبان صدق در سلوك ، علاقهمندى با ذكر است از مذكور ، زيرا كه در به دو امر سلوك نظر ، فقط بذكر حقّ است و از مذكور غافل است يعنى از مشاهدهء نور او . و امّا غفلة العارفين فالرّجوع من العزائم الى الرّخص يعنى